پيغام مدير : با سلام.براي آگاهي از تمامي امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخرين صفحه آنرا مطالعه كنيد.با آرزوي موفقيت براي شما!
با تشکر
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:.•.¸¸.•*´دفتر عشق`*•.¸¸.• در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
منو میشناسی؟
عمرا اگه بشناسی!
نمی دونی من کیه ام ؟
میدونی من آرش هستم !
\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/
متولد 27/12/1370 لقبم ساشا ولی پارسا هم صدام میکنن اما تو شناسنامه اسمم آرِش تو یکی از محله های تهران زندگی میکنم خوشبختانه یه gf خوب دارم پس لطفا پیشنهاد دوستی ندیدD: هدفم از ساخت این وبلاگ فقط و فقط سرگرمی شما و خودمه
\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/
ورژن جدید خصوصیات اخلاقیم :
از بچه های جنوب سرخه,به طرز عجیبی خفنه,بدن سازی کار میکنه,مثل شرلوک هلمزمرموزه,همچنان زبون درازه,با همه کل میندازه,زیاد دعوا میکنه,استقلالی دوآتیشس,جونش به رفیقاش بنده,عشق لاتی رو بوسیده گذاشته بالا طاقچه,معتقده که با یه استکان چایی و یه پک قلیون هم میشه حال کرد,بهش میگن که سوسوله ولی قبول نداره,عاشق رنگ مشکی و آبیه, عشقش موزیک/ترانس/دی جی تیستو,ترجیح میده راجع به دخترا اظهار نظر نکنه,ساز و آواز و دنس و رقص رو دوست داره,,میمیره واسه پرشین رپ و یاس و... ,از دلباخته های اختراع اعجاب انگیزدانشمند عالم و فرزانه ممد زکریای رازيه!
\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/
با نظرات خود
ما را به آینده
امیدوار کنید
\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/
امیدوارم لذت ببرین
مسجد سر راه از آن گذشتیم بر روی درش چنین نوشتیم
در میکده هم خدایی بینی با مرد خدا اگر نشینی
[+]
نوشته شده توسط سحر در
|
[+]
نوشته شده توسط سحر در
|
ایام سوگواری سالار
شهیدان حضرت
اباعبدا...الحسین (ع) و
یاران با وفایش را تسلیت
می گوییم .
[+]
نوشته شده توسط سحر در
|
منو انتظار و کابوس تنهایی
منو حس اینکه هر لحظه اینجایی
دارم آینه هارو گم میکنم کم کم
تورو هر طرف رو میکنم میبینم
نگو از تو چشمام چیزی نمیخونی
توکه هر لحظه لحظه حالم رو میدونی
اگه این بهارم برنگردی خونه
دیگه از من چیزی یادت نمی مونه
منو رها کن از این فکر تنهایی
تو نرفتی ، نه تو هنوزم اینجایی
دارم از خودم با فکر تو رد میشم
دارم عاشقی رو با تو بلد میشم
[+]
نوشته شده توسط سحر در
|
[+]
نوشته شده توسط سحر در
|
تقدیم به تمام سفر کرده ها وتمام کسانی که چشم به راه سفر کرده ای هستند
اونی که گفتم نرو گفت نمیشه دیروز دیگه رفت واسه همیشه
وقتی می خواست بره منو صدا کرد وایسادو تو چشمای من نگاه کرد
گفت میدونی خودت واسم عزیزی این اشکارم بهتره که نریزی
باید برم سفر واسم بهتره ولی کسی که مونده عاشق تره
تقدیر ما از اولم همین بود یکی تو آسمون یکی زمین بود
هر جا برم همیشه ایرونیم غرق یه جور حس پریشونیم
خدا نخواست همیشه پیشم باشی ولی مهم اینکه مریم باشی
تو تقدیر ما هر چی حیرونیه مال خطوط روی پیشونیه
شاید اگر دایم بودی کنارم یه روز میدیدم که دوست ندارم
می خوام برم که تا ابد بمونم سخته برای هردومون میدونم
گریه نکن گریه هاتو نگه دار لازم میشه گریه برای دیدار
نذار پر گریه بشه خاطره هر کی که اشک نریزه عاشق تره
اون کسی که می خواد بشه ستاره هیچ چاره ای به جز سفر نداره
بزار برم یه مدتی بمونم شاید که قدر اینجارو بدونم
اصلا شاید اونجا دووم نیارم یا ناتموم بمونه اونجا کارم
دعا نکن اونجا بهم نسازه آدم که حرفش دوتا شه میبازه
رفتن من شاید یه امتحانه واسه شناسایی این زمانه
خودم میرم ولی تو قابه میشنوه حرفو ولی بی جوابه
بارون که باری برو زیر بارون به یاد دیدارای اون روزامون
تو چمدونم پر عطر یاسه چشام با چشمای تو در تماسه
فکر نکنی دوریو اونجا نیستی قلب من اینجاست تو تنها نیستی
رفتن من بازی سرنوشته همونیکه رو پیشونیم نوشته
یه کار کن این رفتن موقت آدمارو نندازه توی زحمت
نذار که نقطه ضعف تو بدونن پشت سر منو تو چیز بخونن
منتظر شعراو نامه هاتم هرجامیری بدون منم باهاتم
غصه نخور زندگی رنگارنگه یه وقتایی دور شدنم قشنگه
دیگه سفارش نکنم عزیزم نذار منم اینجوری اشک بریزم
شاید یه روز بهم دیگه رسیدیم همدیگرو شاید یه جایی دیدیم
شاید یه روزی دیدی که توی جاده یه آشنا منتظرت وایساده
شایدم این دیدار آخرینه اگر که باشه زندگی همینه
مراقب گلدون اطلسی باش یه وقتایی منتظر کسی باش
کسی که چشماش یه کمی روشنه شاید یه قدری هم شبیه منه
کسی که چون می خواد بشه ستاره هیچ چاره ای به جز سفر نداره
داغ دلت هر وقت که میشه تازه بهش بگو با روزگار بسازه
دیگه باید برم که خیلی دیره فقط نذار خاطرمون بمیره
اون رفت واز دو دستاشو تکون داد خوبیاشو یه بار دیگه نشون داد
همه میگن فقط یه روزه رفته انگار ولی گذشته صد تا هفته
بااینکه قلبش بی ریا و پاکه چون رفته دنیا پر گردو خاکه
ای کاش نمی رفت وسفر نمی کرد یالااقل منو خبر نمی کر د
اما نه خوب شد که منو خبر کرد اشکامو دیدو بعد از اون سفر کرد
ازوقتی رفت دسام به آسمونه شاید پشیون بشه و بمونه
خودش می گفت چون که بشه ستاره هیچ چاره ای به جز سفر نداره
انقدر میشینم که بشه ستاره بیاد به کشور خودش دوباره
فهمیدم امروز سفرم یه درده من چه کنم اگر که بر نگرده
پشت سرش آب میریزم یه دریا شاید پشیمون شه نمونه اونجا
الهی که بدون هیچ فرودی بشه ستاره و بیاد به زودی
الهی که تموم چشم براها بیاد سفر کردشون از تو راها
الهی که هیچ جا سفر نباشه هیچ چشی منتظر به در نباشه
[+]
نوشته شده توسط سحر در
|
سر کلاس ادبيات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن : رفتم ... رفتي ... رفت... ساکت مي شوم، مي خندم، ولي خنده ام تلخ مي شود. استاد داد مي زند : خوب بعد؟ ادامه بده . و من مي گويم : رفت ...رفت ...رفت. رفت و دلم شکست...غم رو دلم نشست...رفت شاديم مرد... شور از دلم برد رفت...رفت...رفت و من مي خندم و مي گويم : خنده تلخ من از گريه غم انگيزتر است... کارم از گريه گذشته است به آن مي خندم
[+]
نوشته شده توسط سحر در
|
اي ايران اي مرز پر گهر
___________________
اي ايران اي مرز پر گهر اي خاكت سر چشمه هنر
دور از تو انديشه بدان پاينده ماني، تو جاودان
اي دشمن ارتو سنگ خاره اي،من آهنم
جان من فداي خاك پاك ميهنم
مهر توچون شد پيشه ام دور از تو نيست انديشه ام
در راه توكي ارزشي دارد اين جان ما
پاينده باد،خاك ايران ما
سنگ كوهت دروگوهراست خاك دشتت بهتر اززراست
مهرت ازدل كي برون كنم بر گوبي مهرتوچون كنم
تاگردش جهان ودورآسمان به پاست
نور ايزدي هميشه رهنماي ماست
مهر توچون شد پيشه ام دور از تو نيست انديشه ام
در راه توكي ارزشي دارد اين جان ما
پاينده باد،خاك ايران ما
ايران اي خرم بهشت من روشن از تو سر نوشت من
گر آتش باردبه پيكرم جز مهرت دردل نپرورم
ازآب وخاك ومهر تو،سرشته شدگلم
مهر اگر برون رود گلي شود دلم
مهر توچون شد پيشه ام دور از تو نيست انديشه ام
در راه توكي ارزشي دارد اين جان ما
پاينده باد،خاك ايران ما
[+]
نوشته شده توسط سحر در
|
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا كه من افتاده ام از پا چرا
نوش دارويی وبعد از مرگ سهراب آمدی
سنگ دل می زود تر می خواستی حالا چرا
نازنينا ما به ناز تو جوانی داده ايم
ديگر اكنون با جوانان ناز كن با ما چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پريشان می كند
در شگفتم من نمي پاشد از هم دنيا چرا
[+]
نوشته شده توسط سحر در
|
قصه من وغم توقصه گل وتگرگه
ترس بي توزنده بودن ترس لحظه هاي مرگه
اي براي با تو بودن بايد از بودن گذشتن
سر به بيداري گرفته ذهن خواب آلوده من
هميشه ميون قاب خالي درهاي بسته
طرح اندام قشنگت پاك ورويايي نشسته
كاش ميشد چشام ببينن طرح اندام تو داره
زنده ميشه جون ميگيره پا توي اتاق ميذاره
كاش ميشد صداي پاهات بپيچه تو گوش دالون
طرف دالون بگرده سر آفتاب گردونامن
كاش ميشد دوباره باغچه پر گل هاي تو باشه
غنچه سفيد مريم با نوازش تو واشه
كاش ميشد اما نميشه نميشه بياي دوباره نميشه
دستات تو گلدمن گلاي مريم بذاره
كاش ميشد اما نميشه اين مرامه روزگاره
رفتنت هميشگي بود ديگه برگشتم نداره
[+]
نوشته شده توسط سحر در
|
بازاي الهه نازبا دل من بساز
كين غم جان گدازبرود زبرم
كزدل من مياسود ازگناه توبود
بيا تا زسرگنهت گذرم
بازميكنم دست ياري به سويت دراز
بيا تاغم خود را با رازونياز
زخاطرببرم
گرنكند تيرخشمت دلم راهدف
به خدا همچو مرغ پر شوروشرر
به سويت بپرم
آنكه اوزغمت دلبندت چون من كيست
ناز تو بيش از اين بهر چيست
توالهه ي نازي در بزمم بنشين
من تورا وفا دارم بيا كه جزاين
نباشد هنرم
اين همه بي وفايي ندارد ثمر
به خدااگر از من نگيري خبر
نيابي اثرم
[+]
نوشته شده توسط سحر در
|
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهان خانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد ، عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم در آن خلوت دل خواسته ،گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
منم آن محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف وشب آرام
وقت خندان وزمان رام
خوشه ماه فروريخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب وصحرا وگل وسنگ
همه دلداده به آواز شباهنگ
يادم آمد تو به من گفتي از اين عشق حضر كن
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آيينه ي عشق گذران است
تو كه امروز نگا هت به نگاهي نگران است
باش فردا كه دلت با ،دگران است
تا فراموش كني ، چندي ازاين شهر سفر كن
با تو گفتم حضر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم ...نتوانم
روز اول كه دل من به تماشاي تو پر زد
چوكبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي من نگسستم ،نرميدم
باز گفتم كه تو صيادي ومن آهوي دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم وگشتم
حضر از عشق نتوانم... نتوانم
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله ي تلخي زدو بگريخت
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم نرميدم
رفت در ظلمت شب آن شب وشب هاي دگرهم
نگرفتي دگر از عشق آزرده ،خبر هم
نكني ديگر از آن كوچه گذر هم
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم
[+]
نوشته شده توسط سحر در
|
[+]
نوشته شده توسط سحر در
|
مژده
مژده
سلام بچه ها٬خوبین؟
امروز می خوام یه وبلاگ رو به شما معرفی کنم![]()
یه وبلاگ که من خودم می تونم بهترین بودنش رو از الان تضمین کنم
چرا...؟؟ چه جوری....؟؟از کجا اینقد مطمئنم...؟؟
خب آخه من خودم یکی از نویسنده هاشم![]()
![]()
![]()
یکی...؟؟چرا یکی....؟؟مگه چند نفریم...؟؟؟
خب برید ببینید همه چی دستگیرتون میشه
البته قبل از ورود به وبلاگ به بیوگرافیمونم توجه کنید![]()
حالا فقط یه مشکلی هست
چه مشکلی...؟؟کی...؟؟کجا...؟؟
ببینید این وبلاگ که اسمش هست: یه دل دو دل![]()
در صورتی شروع به کار میکنه که
تعداد نظراتش به حداکثر برسه![]()
یعنی چی...؟؟چقدر مسخره...؟؟برووووو بابا...؟؟
خب دیگه هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد...![]()
به نظر من که ارزش داره٬ البته البته البته میدونم که
مشک آن است که ببوید ٬ نه آن که آرش بگوید![]()
اما اگه دوست داشتین برید و برای تسریع در شروع به کار این وب
تعداد نظرات رو افزایش بدین٬حتی میتونید به بقیه هم معرفیش کنید ![]()
به چه تضمینی...؟؟از کجا معلوم که خوب باشه...؟؟اگه نشد چی...؟؟
گفتم که اولا با تضمین من ثانیا اگه دوست داشتین![]()
از من گفتن بود دیگه.............![]()
به هر حال وظیفه داشتم معرفی کنم![]()
سنگ مفت ٬ گنجشک هم مفت![]()
پس یادتون نره ها...![]()
آدرسش هم اینه:![]()

http://www.1del2del.blogfa.com
منتظرم...
راستی از عزیزانی که توی این وبلاگ لینکیده شدند
خواهش میکنم که وبلاگ جدید مارو هم لینک کنید![]()
بازم اگه دوست داشتید![]()
چون من پیشاپیش همتونو لینکیندم![]()
فعلا بابای دوستای گلم![]()
![]()
[+]
نوشته شده توسط آرش(مدير وبلاگ) در
|
يك مركز انتخابات وجود داشت كه دختران مي توانستند بروند آنجا و پسري را انتخاب كنند كه شوهر آنها باشد اين مركز پنج طبقه داشت و هر چه كه به طبقات بالاتر مي رفتند.خصوصيات پسران بيشتر مي شد اما اگر در طبقه اي دري را باز كنند بايد حتما آن پسر را انتخاب كنند و اگر به طبقه بالاتر رفتند ديگر اجازه برگشت ندارند و هر شخص فقط يك بار مي تواند از اين مركز استفاده كند
روزي دو دختر كه با هم دوست بودند به اين مركز خريد رفتند تا شوهر مورد نظر خود را پيدا كنند.
در اولين طبقه بر روي دري نوشته بود: اين پسران شغل مناسب دارند و بچه هاي دوست داشتني خواهند داشت
دختري كه تابلو را خوانده بود گفت خب بهتر از كار نداشتن يا بچه نداشتن است ولي دوست دارم ببينم بالاتري ها چگونه اند؟
پس رفتند
در طبقه دو نوشته بود: اين پسران شغلي با حقوق زياد دارند،بچه هاي دوست داشتني خواهند داشت و چهره اي زيبا دارند دختر گفت هوووووووووووم!!! طبقه بالاتر چه جوريه
طبقه سوم: اين مردان شغلي با حقوق زياد، بچه هاي دوست داشتني خواهند داشت، چهره اي زيبا دارند و در كار خانه هم كمك مي كنند. دختر: وااااااي !!!چه قدر وسوسه انگيزه ولي بريم بالاتر و دوباره رفتند
طبقه چهارم : اين پسران شغلي با حقوق زياد دارند و بچه هاي دوست داشتني خواهند داشت و داراي چهره ي زيبا هستند همچنين در كار خانه هم كمك مي كنند و هدف هاي عالي در زندگي دارند آن دو واقعا به وجد آمده بودند دختر : واي چه خوب پس چه چيزي ممكنه طبقه آخر باشه اشک شوق در چشمان دو دختر حلقه زد!!!
پس به طبقه پنجم رفتند آنجا نوشته بود: اين طبقه فقط براي اين است كه ثابت كند بعضی از دختران راضي شدني نيستند از اين كه به مركز ما آمده ايد متشكريم و روز خوبي را براي شما آرزومنديم
بازم تاکید می کنیم : بعضی از دخترا نه همشون
قابل توجه دختر خانمهای پر توقع
[+]
نوشته شده توسط آرش(مدير وبلاگ) در
|